آموزش مقدماتی طب اسلامی ایرانی استاد آقاجانی جلسه دوم مزاج شناسی کاربردی۲

آموزش مقدماتی طب اسلامی ایرانی استاد آقاجانی جلسه دوم مزاج شناسی کاربردی۲

مزاج ریح:

 دردهایی که دربدن حرکت می کند و متغییر است، عاملش ریح است، مثلا شما شب شانه تان درد می کند، نصف شب پهلوتان درد می گیرد تا هنگام صبح درد تا زانوهایتان هم می آید.

 به صورت تخصصی اشاراتی هم در رابطه با ریح شده است، مثلا در روایت داریم که ریح درکل بدن جریان دارد وخداوند وقتی انسان را می خواهد قبض روح کند به روح فرمان می دهد ارتباطش را با ریح قطع کند.

  فقط همین روایت اشاره می کند  که ارتباط روح با ریح وقتی قطع می شود انسان قبض روح می شود، شاید بتوانیم بگوییم ریح ارتباط بین اعضا را برقرار می کند در بدن  جریانی ایجاد می کند؛ جریان غذارسانی و هوارسانی به عهده ریح است.

 یک سری بیماری های تخصصی هم در روایات به ریح اشاره شده مثل ریح شابک که این ریح کل بدن را درگیر می کند مخصوصا مفصل های بزرگ مثل زانو، لگن، آرنج خشک می شود و فرد نمی تواند ازجایش حرکت کند که نسخه مربوطش هم هست. (دستور تین)

چند درمان هم برای ریح گفته شده است؛

* ذکر حوقله « بسم الله الرحمن الرحیم لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم» برای دردهایی که متحرک است در بدن، هفت بار بعد از نماز صبح، هفت بار بعد از نماز مغرب توصیه شده است

* درمان دیگر برای ریح سیر خوردن است که باعث می شود ریح از بدن خارج شود، سیر بادشکن است، قدیمی ها هم می گفتند که برای دردهایی که از باد باشد سیر توصیه می کنند،

*  ایجاد عطسه با استفاده از دارویی که ازطریق بینی استفاده می شود هم راه دیگری برای خروج ریح از بدن است؛ در عربی به بینی انف می گویند و به دارویی که از بینی استفاده می شود هم انفیه می گویند

*یکی دیگر از درمان ها این است که موقع خواب، انسان دهانش را  باز بگذارد چراکه ریحی که موقع خواب دربدن می پیچد باعث کج شدن دندان ها می شود که همه در روایات آمده است

*حنا گذاشتن و خضاب کردن باعث طرد کردن ریح می شود، موقعی که انسان می خوابد دهانش باز باشد موقع خواب زردی دندان را از بین می برد، بخارات از بدن خارج می شود.

*درمان دیگر عسل است که بهترین طریق استفاده از آن صبح ناشتا یک قاشق عسل با سه تا دانه سیاه دانه است،

* در روایات اشاره شده یا سه یا پنج یا هفت سیر هفته ای یک بار مصرف شود، به صورت پخته در غذا رنده شود، چون مخصوصا اگر شما بخواهید سیر بخورید تا سه روز نباید از خانه بیرون بروید، سیر خام هم چون بو می دهد روزهای تعطیل مثلا پنجشنبه جمعه اگر در منزل هستید، رنده بکنید در غذا بپزید و بخورید بویش از بین می رود، یا اگر با سرکه طبیعی باشد بویش از بین می رود.

*ترب سیاه یا ترب سفید هم باد را طرد می کند، زنیان و مغزگردو را هم به صورت مساوی آسیاب می کنند و شبها استفاده می شود و مصلح ماست است. چون دردهای ریح بیشتر شب اتفاق می افتد.

انواع باد ها

انواع  بادها و تاثیر آن بر شکل گیری طبایع:

  1. وزش باد شمال ...................باعث ایجاد طبع ریح شده است
  2. وزش باد صبا(شرق) ...............باعث ایجاد طبع بلغم شده است
  3. وزش باد دبور(غرب) .............باعث ایجاد دوطبع مرّه سودا وصفرا می‌شود
  4. وزش باد جنوب......................باعث ایجادطبع دم

روایت:

« وَ شَرَطَ فِي ذَلِكَ الْبَدَاءَ وَ لَمْ يَشْرِطْ فِي أَصْحَابِ الْيَمِينِ الْبَدَاءَ ثُمَّ خَلَطَ الْمَاءَيْنِ فَصَلْصَلَهُمَا ثُمَّ أَلْقَاهُمَا قُدَّامَ عَرْشِهِ وَ هُمَا سُلَالَةٌ مِنْ طِينٍ ثُمَّ أَمَرَ الْمَلَائِكَةَ الْأَرْبَعَةَ الشِّمَالَ وَ الدَّبُورَ وَ الصَّبَا وَ الْجَنُوبَ أَنْ جَوِّلُوا عَلَى هَذِهِ السُّلَالَةِ وَ أَبْرِءُوهَا وَ انْسِمُوهَا ثُمَّ جَزِّءُوهَا وَ فَصِّلُوهَا وَ أَجْرَوْا إِلَيْهَا الطَّبَائِعَ الْأَرْبَعَةَ الرِّيحَ وَ الْمِرَّةَ وَ الدَّمَ وَ الْبَلْغَمَ قَالَ فَجَالَتِ الْمَلَائِكَةُ عَلَيْهَا وَ هِيَ الشِّمَالُ وَ الصَّبَا وَ الْجَنُوبُ وَ الدَّبُورُ فَأَجْرَوْا فِيهَا الطَّبَائِعَ الْأَرْبَعَةَ قَالَ وَ الرِّيحُ فِي الطَّبَائِعِ الْأَرْبَعَةِ فِي الْبَدَنِ مِنْ نَاحِيَةِ الشِّمَالِ قَالَ وَ الْبَلْغَمُ فِي الطَّبَائِعِ الْأَرْبَعَةِ فِي الْبَدَنِ مِنْ نَاحِيَةِ الصَّبَا قَالَ وَ الْمِرَّةُ فِي الطَّبَائِعِ الْأَرْبَعَةِ فِي الْبَدَنِ مِنْ نَاحِيَةِ الدَّبُورِ قَالَ وَ الدَّمُ فِي الطَّبَائِعِ الْأَرْبَعَةِ فِي الْبَدَنِ مِنْ نَاحِيَةِ الْجَنُوبِ قَالَ فَاسْتَقَلَّتِ النَّسَمَةُ وَ كَمَلَ الْبَدَنُ» علل الشرائع    ج‏1    106     96

 هر دو (از آب و خاك شيرين و شور و تلخ) را بيكديگر مخلوط كرد و در پاى عرش آنها را جاى داد، و أمر فرمود بچهار ملك كه موكلند بر باد شمال و دبور و صبا و جنوب كه بادها را بوزانند بر آن گلها، و ايشان (بنا بأمر خدا) بادها را بر آن گلها وزانيدند و باصلاح آوردند و طبيعت چهارگانه را كه عبارتست از: سودا، و خون، و صفرا، و بلغم، در آن جاى نمودند و سودا از جهت باد شمالست و بلغم از جهت باد صبا و صفرا از جهت باد دبور و خون از جهت باد جنوبست، و پس از اين طبيعت‏ها بدن آدم (و اولاد او) تمام و كامل گرديد.

 

 

تقسیم بندی اخلاط:

ترکیب اخلاط متباینه و بوجود آمدن یک طبع از آن 

  1. گرم و تر ........ با غلبه حرارت ........ نتیجه می‌دهد ........ طبع دم
  2. گرم خشک ........ با غلبه خشکی ........ نتیجه می‌دهد ........ طبع صفرا
  3. سرد و تر ........ با غلبه سردی ........ نتیجه می‌دهد ........ طبع بلغم
  4. سرد و خشک ........ با غلبه خشکی ........ نتیجه می‌دهد ........ طبع سودا
  5. سرد و خشک ........ با غلبه خشکی ........ نتیجه می‌دهد ........ طبع ریح

 

 

روایت:

 

« لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى بَنَى الْأَجْسَامَ عَلَى أَرْبَعِ طَبَائِعَ وَ هِيَ الْمِرَّتَانِ وَ الدَّمُ وَ الْبَلْغَمُ وَ بِالْجُمْلَةِ حَارَّانِ وَ بَارِدَانِ قَدْ خُولِفَ بَيْنَهُمَا فَجَعَلَ الْحَارَّيْنِ لَيِّناً وَ يَابِساً وَ كَذَلِكَ الْبَارِدَيْنِ رَطْباً وَ يَابِساً»

چون خدا تعالى تن را بر چهار طبع ساخته صفراء، سوداء، خون و بلغم و خلاصه دو گرم و دو سرد كه ميان هر دوتاشان تفاوتى نهاده يكى گرم و تر و ديگرى گرم خشك، يكى سردتر و ديگرى سرد خشك‏

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏59    316

5 دیدگاه ها

  1. احمد حاجیان گفت:

    در عربی به بینی عنف می گویند و به دارویی که از بینی استفاده می شود هم عنفیه می گویند
    انف صحیح است نه عنف
    و طبیعتا انفیه صحیح است نه عنفیه

  2. احمد حاجیان گفت:

    اولا چرا در ترجمه روایت اول کلمه ریح به سودا ترجمه شده در حالی که در همان متن در قسمت انواع بادها ریح و سودا از هم جدا شده‌اند
    و ثانیا اگر ملاک روایتی است که در آخر متن آمده که آن وقت (طبایع) مزاجها می شود همان چهارتای مذکور یعنی
    گرم وتر : دم
    گرم و خشک:‌صفرا
    سرد وتر : بلغم
    سرد و خشک : سودا
    پس جایگاه ریح که ذکر کردید و در روایت هم تحت عنوان طبایع آمده کجاست؟
    چگونه بین این دو روایت جمع می‌شود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *